مدح و شهادت امام هادی (علی النقی) علیهالسلام
رد پـایـش هـمهجا قـبـلـهنـمـا میسازد خطی از جامعهاش جامعه را میسازد خادم خانهاش از خـاک، طلا میسازد کرمـش نـیز به شـدت به گدا میسازد بیسبب نیست اگر عادتش احسان شده است نـوۀ ارشـد آقـای خـراسـان شـده اسـت بـر سـرم سـایــۀ ایــوان طـلایـی دارم گوشۀ صحن عجب حال و هوایی دارم از سـر سـفـرۀ او نـان و نــوایـی دارم سامـرایـیام و عـادت به گـدایـی دارم سامـرا، کـربو بـلایی به نـظر میآید این دو ششگوشه به دنیا چـقدر میآید شیعـیان تا به ابـد بر سر پیـمان هستند تو اگر امر کنی، گوش به فرمان هستند صف به صف، لشکرت از مردم ایران هستند که به فـرمـاندهی شاه خراسان هـستند سخت، سیلی زده بر بیادبان با، ادبش هر که "لبیک علیَ النـقی" آید به لبش ﻧﺎﻟـﻪﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﯿﭽـﺎﺭﻩ ﮐـﻨﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻏﻤت ﺁﻭﺍﺭﻩ ﮐﻨﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮔﺮﯾﻪ بر داغ تو ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮐﻨﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺩﺭ ﻏﻢ تو ﭘﺎﺭﻩ ﮐﻨﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﺎﻝﻫﺎ ﻫﻢﻧﻔـﺲ ﺣـﺠـﺮۀ ﺻﺒـﺮت بودی سخت زندانی و ﻫﻤﺴﺎیـۀ ﻗـﺒﺮت بودی متـوکـل، مـتـوکـل شده گـویـا به یـزید سامرا شام شده، تیره شده صبح سپـید باز هم پـای حـرامی به در خانه رسید پسر فـاطـمه را در وسط کـوچه کشید فاطمی بود، علی بود، ولی یار نداشت شکر، دشمن به زن و بچۀ او کار نداشت |